ترجمه "dissect" به فارسی

تشریح کردن, (با دقت) بازبینی کردن, بازسنجی کردن بهترین ترجمه های "dissect" به فارسی هستند.

dissect verb دستور زبان

(transitive) To study a dead animal's anatomy by cutting it apart; to perform a necropsy or an autopsy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریح کردن

    to analyze an idea in detail by separating it into its parts [..]

    Oh, I've done a good deal of dissecting before, animals, you know, for the Pre Sci.

    اوه، من قبلا هم زیاد تشریح کرده بودم، البته روی حیوانها و به خاطر آشنا شدن.

  • (با دقت) بازبینی کردن

  • بازسنجی کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بدن را تکه تکه کردن
    • تن بری کردن
    • موشکافی کردن
    • کالبد شکافی کردن
    • کالبدشکافی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissect" با ترجمه به فارسی

  • بازبینی · بازسنجی · بررسی (جز به جز) · برش · تجزیه · تجزیه و تحلیل · تشریح (با: autopsy فرق دارد) · موشکافی · کالبد شکافی · کالبدشکافی
  • (زمین شناسی - دارای بریدگی و تپه ماهور در اثر فرسایش ) · (گیاه شناسی) چند بخشی · ترک · ترک خورده · تکه تکه شده · موشکافی شده · پرگسله · چند لختی (مانند برخی برگ ها) · کالبد شکافی شده
اضافه کردن

ترجمه های "dissect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه