ترجمه "dissected" به فارسی

(زمین شناسی - دارای بریدگی و تپه ماهور در اثر فرسایش ), (گیاه شناسی) چند بخشی, ترک بهترین ترجمه های "dissected" به فارسی هستند.

dissected adjective verb

Simple past tense and past participle of dissect. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زمین شناسی - دارای بریدگی و تپه ماهور در اثر فرسایش )

  • (گیاه شناسی) چند بخشی

  • ترک

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ترک خورده
    • تکه تکه شده
    • موشکافی شده
    • پرگسله
    • چند لختی (مانند برخی برگ ها)
    • کالبد شکافی شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissected " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissected" با ترجمه به فارسی

  • بازبینی · بازسنجی · بررسی (جز به جز) · برش · تجزیه · تجزیه و تحلیل · تشریح (با: autopsy فرق دارد) · موشکافی · کالبد شکافی · کالبدشکافی
  • (با دقت) بازبینی کردن · بازسنجی کردن · بدن را تکه تکه کردن · تشریح کردن · تن بری کردن · موشکافی کردن · کالبد شکافی کردن · کالبدشکافی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "dissected" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه