ترجمه "dissonance" به فارسی

اختلاف, ناسازگاری, تنافر بهترین ترجمه های "dissonance" به فارسی هستند.

dissonance noun دستور زبان

(music) conflicting notes that are not overtones of the note or chord sounding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختلاف

    noun
  • ناسازگاری

    Psychologists refer to this feeling as cognitive dissonance.

    روانشناسها این احساس را ناسازگاری شناختی نامیدهاند.

  • تنافر

  • ترجمه های کمتر

    • ناسازی
    • ناهمسازی
    • ناهمگنی
    • (زبان شناسی) تنافر واکه ای
    • (موسیقی) ناهم خوانی
    • اختلاف عقیده
    • عدم توافق
    • عدم موافقت
    • نا هما هنگی – نا جوری – نا هنجاری
    • ناموزونی (در مقابل : consonance)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dissonance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dissonance" با ترجمه به فارسی

  • ناهماهنگی شناختی · ناهنجاری ادراکی- ناهنجاری اندیشه
  • انکرالاصوات · متنافر · ناجور · ناساز · ناسازگار · ناموزون · ناهم ساز · ناهماهنگ · ناهمگن
  • انکرالاصوات · متنافر · ناجور · ناساز · ناسازگار · ناموزون · ناهم ساز · ناهماهنگ · ناهمگن
اضافه کردن

ترجمه های "dissonance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه