ترجمه "distaste" به فارسی
نفرت, تنفر, بیزاری بهترین ترجمه های "distaste" به فارسی هستند.
distaste
verb
noun
دستور زبان
a feeling of dislike, aversion or antipathy [..]
-
نفرت
nounAll women, simply as women, were terrible and distasteful to him.
اکنون، همه زنان، به صرف زن بودن، در نظرش مخفوف و نفرت انگیز مینمودند.
-
تنفر
The doctor's talk was distasteful to the builder of railways.
حرفهای دکتر به نظر سازنده ریلهای آهن تنفر برانگیز بود.
-
بیزاری
noun
-
ترجمه های کمتر
- انزجار
- اکراه
- آریغ
- مغایرت
- ناسازگاری
- (با: for ) بی میلی
- (قدیمی) دوست نداشتن
- (مهجور) نفرت انگیز بودن
- بیزار بودن از
- بیزار کننده بودن
- روی گردانی از
- ناگوار بودن
- نفرت داشتن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distaste " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distaste" با ترجمه به فارسی
-
آریغ انگیز · بدمزه · بیزار کننده · تنفرآور · تهوع آور · زننده · ناخوشایند · ناگوار · نفرت انگیز · پراش آور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن