ترجمه "dominance" به فارسی

تسلط داشتن, تسلط, سلطه بهترین ترجمه های "dominance" به فارسی هستند.

dominance noun دستور زبان

The state of being dominant; of prime importance; supremacy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلط داشتن

    noun

    state of being dominant; of prime importance; supremacy

    Dominating her children, but with a deceptive softness.

    . تسلط داشتن روي بچّه ها ولي با يه ملايمت فريبنده

  • تسلط

    noun

    We're the last company standing between them and total energy dominance.

    ما آخرين شركت بين اونها و تسلط كامل بر كليه منابع انرژي هستيم.

  • سلطه

    None of the inhibitionswhich the dominance and possible future opposition of her parentsmight imply.

    فارغ از محدودیتهائی که از سلطه و احیا نا از مخالفت آتی والدین سوندرا ناشی میشد.

  • ترجمه های کمتر

    • چیرگی
    • غلبه
    • تفوق
    • چیری
    • تعالی
    • برتری (dominancy هم می گویند)
    • چیره دستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dominance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه