ترجمه "dominate" به فارسی

تسلط داشتن, فرازیدن, (از نظر ارتفاع بر چیزهای دیگر) مسلط بودن بهترین ترجمه های "dominate" به فارسی هستند.

dominate verb دستور زبان

To enjoy a commanding position in some field [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلط داشتن

    To look down on.

    Dominating her children, but with a deceptive softness.

    . تسلط داشتن روي بچّه ها ولي با يه ملايمت فريبنده

  • فرازیدن

  • (از نظر ارتفاع بر چیزهای دیگر) مسلط بودن

  • ترجمه های کمتر

    • (مسابقه و غیره) در صدر قرار داشتن
    • استاد شدن
    • به خود اختصاص دادن
    • تحت الشعاع قرار دادن
    • حاکم بودن بر
    • زیر سلطه ی خود درآوردن
    • غالب امدن
    • غالب شدن
    • قاطع بودن
    • مسلط بودن
    • چیره شدن بر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dominate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه