ترجمه "dominative" به فارسی

امر, تحکم امیز, حکم فرما بهترین ترجمه های "dominative" به فارسی هستند.

dominative adjective دستور زبان

Exhibiting or pertaining to domination. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امر

    noun

    and for decades, the Machine has dominated

    و برای دههها ، در انتخابات امور دانشجوی

  • تحکم امیز

  • حکم فرما

    Old magic is no longer dominant.

    جادوی قدیمی دی گه حکم فرما نیست.

  • دارای خوی تحکم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dominative" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه