ترجمه "dominating" به فارسی
استبدادی, بی چون وچرا, دارای اختیار بهترین ترجمه های "dominating" به فارسی هستند.
dominating
adjective
verb
Present participle of dominate. [..]
-
استبدادی
adjective -
بی چون وچرا
adjective -
دارای اختیار
adjective
-
ترجمه های کمتر
- دارای برجستگی
- صعودی
- قطعی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dominating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dominating" با ترجمه به فارسی
-
مسلط، چیره
-
سلطه جویی؛ تحکم
-
اتوزوم غالب
-
معیارهای غالب
-
ژنهای غالب
-
درختان غالب · ردههای درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن