ترجمه "dominator" به فارسی

حاکم, تحکم کننده, حکم فرما بهترین ترجمه های "dominator" به فارسی هستند.

dominator noun دستور زبان

One who dominates. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاکم

    adjective noun

    Perhaps this division is one result of the great question of temperaments; which, after all, dominates social life.

    شاید این تقسیم در نتیجه مسأله مهم حالات درونی شخص است که حاکم بر جامعه است.

  • تحکم کننده

  • حکم فرما

    Old magic is no longer dominant.

    جادوی قدیمی دی گه حکم فرما نیست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dominator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dominator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dominator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه