ترجمه "domination" به فارسی
تسلط, تفوق, غلبه بهترین ترجمه های "domination" به فارسی هستند.
domination
noun
دستور زبان
The act of dominating; exercise of power in ruling; dominion; supremacy; authority, often done in an arbitrary or insolent way. [..]
-
تسلط
nounWe're the last company standing between them and total energy dominance.
ما آخرين شركت بين اونها و تسلط كامل بر كليه منابع انرژي هستيم.
-
تفوق
noun -
غلبه
nounThe beast dominated for a short time, but you drove it back.
جانور به رایی ه مدت کوتاهی تونست به تو غلبه کنه، اما تو اون رو به عقب روندی.
-
ترجمه های کمتر
- سلطه
- استیلا
- چیرگی
- چیری
- تحکم
- برتری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domination " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "domination" با ترجمه به فارسی
-
مسلط، چیره
-
سلطه جویی؛ تحکم
-
اتوزوم غالب
-
معیارهای غالب
-
ژنهای غالب
-
درختان غالب · ردههای درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن