ترجمه "done" به فارسی

(از نظر اجتماعی) قابل قبول, (اسم مفعول فعل : do) انجام شده, (عامیانه) باشه بهترین ترجمه های "done" به فارسی هستند.

done adjective verb دستور زبان

(food) Ready, fully cooked. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (از نظر اجتماعی) قابل قبول

  • (اسم مفعول فعل : do) انجام شده

  • (عامیانه) باشه

  • ترجمه های کمتر

    • انجام شده
    • با کمال میل
    • تمام
    • قبول
    • وقوع یافته
    • پایان یافته
    • پخته
    • پسندیده
    • کرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " done " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Done

ISO 639-6 entity [..]

+ اضافه کردن

"Done" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Done در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "done" با ترجمه به فارسی

  • بسیار خسته و بی حوصله
  • دریافت کننده ی هدیه یا اعانه
  • کاری است که شده
  • (گوشت) کاملا پخته · خوب انجام شده · زبردستانه · ماهرانه
  • آفرین
اضافه کردن

ترجمه های "done" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه