ترجمه "donee" به فارسی
دریافت کننده ی هدیه یا اعانه ترجمه "donee" به فارسی است.
donee
noun
دستور زبان
Someone who receives a gift from a donor. [..]
-
دریافت کننده ی هدیه یا اعانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " donee " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "donee" با ترجمه به فارسی
-
(از نظر اجتماعی) قابل قبول · (اسم مفعول فعل : do) انجام شده · (عامیانه) باشه · انجام شده · با کمال میل · تمام · قبول · وقوع یافته · پایان یافته · پخته · پسندیده · کرده
-
بسیار خسته و بی حوصله
-
کاری است که شده
-
(گوشت) کاملا پخته · خوب انجام شده · زبردستانه · ماهرانه
-
آفرین
-
(از نظر اجتماعی) قابل قبول · (اسم مفعول فعل : do) انجام شده · (عامیانه) باشه · انجام شده · با کمال میل · تمام · قبول · وقوع یافته · پایان یافته · پخته · پسندیده · کرده
-
(از نظر اجتماعی) قابل قبول · (اسم مفعول فعل : do) انجام شده · (عامیانه) باشه · انجام شده · با کمال میل · تمام · قبول · وقوع یافته · پایان یافته · پخته · پسندیده · کرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن