ترجمه "dotage" به فارسی

پیری, فرتوتی, ناتوانی بهترین ترجمه های "dotage" به فارسی هستند.

dotage noun دستور زبان

Decline in judgment and other cognitive functions, associated with aging; senility. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیری

    noun

    The least miserable among them appear to be those who turn to dotage

    چنین مینماید که خوشبختترین آن جماعت کسانی باشند که در پیری خرف میشوند

  • فرتوتی

  • ناتوانی

  • ترجمه های کمتر

    • خرفتی (در اثر پیری)
    • دوستی خاله خرسه
    • ضعف پیری
    • محبت زیاد و احمقانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dotage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dotage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه