ترجمه "doter" به فارسی
ابله, خرفت, پیر خر بهترین ترجمه های "doter" به فارسی هستند.
doter
noun
دستور زبان
One who dotes; a man whose understanding is enfeebled by age; a dotard. [..]
-
ابله
adjective noun -
خرفت
noun -
پیر خر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن