ترجمه "dotard" به فارسی

خرفت, کاهل, فرتوت بهترین ترجمه های "dotard" به فارسی هستند.

dotard noun دستور زبان

An old person with impaired intellect; one in his or her dotage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرفت

    noun

    I will not step down to be the dotard chamberlain of an upstart.

    حاضر نیستم که به مقام پیشکار خرفت فردی تازه به دوران رسیده تنزل کنم.

  • کاهل

  • فرتوت

  • ترجمه های کمتر

    • پیر و خرفت
    • پیرو خرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dotard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dotard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه