ترجمه "doubting" به فارسی

بدبین, شکاک, کم باور بهترین ترجمه های "doubting" به فارسی هستند.

doubting noun adjective verb دستور زبان

Present participle of doubt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدبین

  • شکاک

    adjective

    The withered intricacies and ambiguities of our more gradual and doubtful age were unknown to them.

    برای آنها پیچیدگیها و ابهامات رنگ باختهی روزگار شکاک و کند ما ناشناخته بود.

  • کم باور

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doubting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "doubting" با ترجمه به فارسی

  • (شهرت و سابقه) مورد تردید · امتحانی · تجربی · دو دل · سرگردان · شک دار · غیر حتمی · غیر قابل اعتماد · غیر قابل پیش بینی · غیرقطعی · مبهم · مردد · مشکوک · ناآشکار · نامعلوم · ناهویدا · گمان دار
  • آدم شکاک · بدگمان · شک خوی
  • به خود شک داشتن · خودشکی · عدم اعتماد به نفس
  • حسابهای مشکوک الوصل
  • (قدیمی) ظنین بودن · ابهام · احتمال · اشکال · اطمینان نداشتن · اندید · باور نکردن · بدبین بودن به · بلاتلکیفی · تردید · تردید داشتن · دودل بودن · دودلی · سوظن · شبهه · شكّ کردن · شک · شک داشتن · شک و تردید · عدم تحقق · مطمئن نبودن · نامعلومی · ناپایداری زندگی · نگرانی · نگرانی داشتن از · گرفتاری · گمان
  • بیگمان بی گمان، قطعا، بی تردید
  • بدهیهای مشکوک الوصول
  • ابهام · بلاتلکیفی · تردید · حالت تردید · شبهه · شک · شک و تردید · عدم تحقق · مشکوکیت · نامعلومی · ناپایداری زندگی · گمان
اضافه کردن

ترجمه های "doubting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه