ترجمه "dowdy" به فارسی
شلخته, (بیشتر در مورد زن) بد لباس, از مد افتاده بهترین ترجمه های "dowdy" به فارسی هستند.
dowdy
adjective
noun
دستور زبان
Plain and unfashionable in style or dress. [..]
-
شلخته
-
(بیشتر در مورد زن) بد لباس
-
از مد افتاده
-
ترجمه های کمتر
- بد دوخت
- رجوع شود به pandowdy
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dowdy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dowdy
noun
British marshal of the RAF who commanded the British air defense forces that defeated the Luftwaffe during the Battle of Britain (1882-1970)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Dowdy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dowdy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "dowdy" با ترجمه به فارسی
-
بدلباسی · شلختگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن