ترجمه "dowel" به فارسی
(میله ی چوبی یا فلزی بدون سر که برای وصل کردن دو چیز به کار می رود) زبانه, با زبانه (یاهم بند) وصل کردن, میخ بی پرچ بهترین ترجمه های "dowel" به فارسی هستند.
dowel
verb
noun
دستور زبان
A pin, or block, of wood or metal, fitting into holes in the abutting portions of two pieces, and being partly in one piece and partly in the other, to keep them in their proper relative position. [..]
-
(میله ی چوبی یا فلزی بدون سر که برای وصل کردن دو چیز به کار می رود) زبانه
-
با زبانه (یاهم بند) وصل کردن
-
میخ بی پرچ
-
ترجمه های کمتر
- میخ چوبی
- هم بند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dowel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "dowel"
عباراتی شبیه به "dowel" با ترجمه به فارسی
-
میلگردهای داول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن