ترجمه "dragoon" به فارسی
اسوار, (با: into ) وادار کردن, (در اصل) سرباز سواره مسلح به تفنگ کوتاه (dragon) سوار مسلح بهترین ترجمه های "dragoon" به فارسی هستند.
dragoon
verb
noun
دستور زبان
(military) horse soldier; cavalryman, that use horses for mobility, but fight dismounted. [..]
-
اسوار
nounhorse soldier
-
(با: into ) وادار کردن
-
(در اصل) سرباز سواره مسلح به تفنگ کوتاه (dragon) سوار مسلح
-
ترجمه های کمتر
- (سابقا) با سواره نظام تاختن
- (کانادا) سرباز گردان زرهی
- سواره نظام
- مجبور کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dragoon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن