ترجمه "drool" به فارسی
بزاق, خدو, لیر بهترین ترجمه های "drool" به فارسی هستند.
drool
verb
noun
دستور زبان
saliva trickling from the mouth [..]
-
بزاق
nounas specks of tea and drool flecked her clean floor.
وقتی قطرات چای آمیخته به بزاق سگ بر روی کف پوش تمیز آشپزخانه پاشید
-
خدو
-
لیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- گلیز
- تف
- چرند
- (بیش از حد) شوق داشتن
- (خودمانی) حرف بچگانه
- (خودمانی) حرف بچگانه (یا احمقانه) زدن
- (خودمانی) مرده ی کسی (یا چیزی) بودن
- (مانند آب دهان) از دهان جاری شدن یا کردن
- (مانند کودک) آب از دهان کسی جاری شدن
- آب از دهان بيرون ريختن
- آب به دهان آوردن
- آب دهان
- اظهارخوشحالی کردن
- بزاق دادن
- حرف بی سر و ته
- حرف توخالی
- حماقت محض
- خدو دادن
- دری وری
- دری وری گفتن
- لیر داشتن
- گلیز دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drool " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن