ترجمه "droop" به فارسی
پژمردن, پژمردگی, افکندن بهترین ترجمه های "droop" به فارسی هستند.
droop
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To sink or hang downward; to sag. [..]
-
پژمردن
verbA vase of awkwardly arranged hibiscus, already drooping, stood on Chacko's table.
گلدانی پر از گلهای رنگین که خیلی بد آراسته شده بود و گلهایش شروع به پژمردن کرده بودند روی میز چاک و قرار داشت.
-
پژمردگی
-
افکندن
noun
-
ترجمه های کمتر
- سرآویختن
- سرآویختگی
- سرافکندن
- میل نزول کردن، نگونسار شدن
- پلاسیدن
- خمیدگی
- (گیاه) خم شدن
- آویزان شدن
- تحلیل رفتن
- خم شدن
- خمیده شدن
- دلسرد شدن
- روحیه ی خود را از دست دادن
- روحیه ی خود را باختن
- سر به زیر افکندن
- سست شدن
- فرو رفتن
- مغموم شدن
- پایین رفتن
- کم نیرو شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " droop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن