ترجمه "droopy" به فارسی

پژمرده, خمیده, سرآویخته بهترین ترجمه های "droopy" به فارسی هستند.

droopy adjective دستور زبان

Tending to droop; sagging; wilting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژمرده

    What if it's kind of droopy?

    اگه یکم پژمرده شده باشه چی ؟

  • خمیده

    adjective
  • سرآویخته

  • ترجمه های کمتر

    • مغموم
    • خسته
    • (عامیانه) بد روحیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " droopy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Droopy

A fictional dog.

+ اضافه کردن

"Droopy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Droopy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "droopy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه