ترجمه "druggie" به فارسی
مروسیده, هروئینی, (امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی بهترین ترجمه های "druggie" به فارسی هستند.
druggie
noun
دستور زبان
(pejorative) A drug addict or abuser. [..]
-
مروسیده
-
هروئینی
-
(امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی
-
ترجمه های کمتر
- بنگی و غیره)
- شیره ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " druggie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "druggie" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) · بنگی و غیره) · تحت تاثیر موادمخدر · در عالم هپروت · رجوع شود به druggie · شیره ای · مروسیده (تریاکی · معتاد · نشئه (در اثر مواد مخدر) · هروئینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن