ترجمه "druggy" به فارسی
هروئینی, معتاد, (امریکا - خودمانی) بهترین ترجمه های "druggy" به فارسی هستند.
druggy
adjective
noun
دستور زبان
(pejorative) A drug addict or abuser. [..]
-
هروئینی
-
معتاد
adjective nounIf he had 4 out of 20 possible symptoms, he'd be a garden-variety druggie.
اگر 4 تا از 20 تا علامت احتمالي رو داشت يه نوازنده راک معتاد بود
-
(امریکا - خودمانی)
-
ترجمه های کمتر
- بنگی و غیره)
- تحت تاثیر موادمخدر
- در عالم هپروت
- رجوع شود به druggie
- شیره ای
- مروسیده (تریاکی
- نشئه (در اثر مواد مخدر)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " druggy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "druggy" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) معتاد (تریاکی · بنگی و غیره) · شیره ای · مروسیده · هروئینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن