ترجمه "drugging" به فارسی
تسکین ترجمه "drugging" به فارسی است.
drugging
noun
verb
دستور زبان
Present participle of drug. [..]
-
تسکین
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drugging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drugging" با ترجمه به فارسی
-
دلال دارو · فروشنده مواد مخدر
-
(با دارو یا مواد مخدر) منگ کردن · (مهجور) هر ماده ای که در شیمی و رنگرزی و غیره به کار رود · آرمنده · با مواد مضر آمیختن (خوراک و نوشابه) · دارو · دارو خوراندن · دارو دادن به · دروگ زنی · دروگ زنی به وال · دوا · دوا زدن · زهراگین کردن · ماده ی مخدر · مخدر · وراد · چیز خور کردن · کرخگر
-
باقیماندههاي دارو
-
فعال شونده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن