ترجمه "ductile" به فارسی
رهبردنی, مهارپذیر, مطیع بهترین ترجمه های "ductile" به فارسی هستند.
ductile
adjective
دستور زبان
Capable of being pulled or stretched into thin wire by mechanical force without breaking. [..]
-
رهبردنی
-
مهارپذیر
-
مطیع
-
ترجمه های کمتر
- رام
- (فلزی که بتوان آن را بدون آنکه بشکند
- (قابل تبدیل به سیم) مفتول پذیر
- انعطاف پذیر
- دیس پذیر
- سر به براه
- سیم شدنی
- سیم شو
- شکل پذیر
- چکش خوار
- کشید یا با چکش شکل داد) کش پذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ductile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن