ترجمه "dusk" به فارسی

دخش, غروب, گرگومیش بهترین ترجمه های "dusk" به فارسی هستند.

dusk adjective verb noun دستور زبان

A period of time occurring at the end of the day during which the sun sets. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دخش

    noun

    period of time at the end of day when sun is below the horizon but before full onset of night [..]

  • غروب

    noun

    He half expected to see Gandalf come striding up through the dusk.

    تا اندازهای امی داور بود که گند الف شلنگ انداز در گرگ و میش غروب پیدایش شود.

  • گرگومیش

    noun

    darkest stage of twilight, or at the very end of astronomical twilight after sunset and just before night

  • ترجمه های کمتر

    • تاریکی
    • ایوار
    • شفق
    • تیرگی
    • سرشب
    • غلس
    • (آغاز تاریکی در اول شب) شفق
    • (شعر قدیم) تیره رنگ
    • تاریک و روشن
    • تیره کردن یا شدن
    • خور نشست
    • دل گیری
    • سایه گون
    • سایه گون کردن یا شدن
    • شب رنگ
    • شب گیر
    • هنگام غروب
    • کم نور کردن یا شدن
    • گرگ و میش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dusk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dusk"

عباراتی شبیه به "dusk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dusk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه