ترجمه "easily" به فارسی
به آسانی, محتملا, بدون شک بهترین ترجمه های "easily" به فارسی هستند.
easily
adverb
دستور زبان
Comfortably, without discomfort or anxiety. [..]
-
به آسانی
Without difficulty.
Sir James made little stoppages between his clauses, the words not coming easily.
سر جیمز در میان جملههایش مکثهای کوتاهی میکرد، واژهها به آسانی از دهانش بیرون نمیآمدند.
-
محتملا
-
بدون شک
Of course; and it all happened so easily and naturally.
بدون شک همه این حوادث با سادگی و جریان عادی امور معمول زندگی رویداد
-
ترجمه های کمتر
- به احتمال زیاد
- به سهولت
- بی تردید
- بی دردسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " easily " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "easily" با ترجمه به فارسی
-
مسلم است که برخی از افشاسازیها به راحتی میتواند به عنوان «میانبرهایی» برای شکل دادن به بخش پیوند اتحاد عمل کند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن