ترجمه "easiness" به فارسی
آسانی, سهولت, راحتی بهترین ترجمه های "easiness" به فارسی هستند.
easiness
noun
دستور زبان
A feeling of being at ease, feeling relaxed and untroubled. [..]
-
آسانی
nounWritten by hand, the letter was not very easy to read.
نامه که با دست توشته شده بود به آسانی قابل خواندن نبود.
-
سهولت
It's very easy to become famous when you're very well-known.
زمانی که خیلی معروف هستی؛ به سهولت مشهور خواهی شد.
-
راحتی
Long usage had, for this Stubb, converted the jaws of death into an easy chair.
عادت و به کار بستن ممتد، مرگ را برای استاب به صورت صندلی راحتی درآورده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " easiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "easiness" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) آدم آسانگیر · زود باور · زود خرشو · نرم و تسلیم · گولو
-
(بازرگانی و بازار سهام و غیره) کساد · (بدون سختگیری یا شدت عمل یا خشونت) با گذشت · (بی درد و هراس و اشکال) آسوده · (زنی که زود تسلیم شود) جلف · (قیمت ها) در نوسان شدید · آرام · آسان · آسان (در برابر: دشوار difficult) · آسودگرای · آهسته · باتانی · بدون شتابزدگی · بدون عجله · به آسانی · به آهستگی · بی آلایش · بی تکلف · بی درد سر · بی دغدغه · بی ریا · بی شتاب · تن آسای · تنبل · حرف شنو · حرف نشنو · دارای شیب کم · راحت · راحت طلب · راحتی · رضامند · زود باور · ساده · ساده لوح · سازگار · سبک · سست · سلیس · سهل · صاف و ساده · غنوده · مرفه · مساعد · ملایم · ناپایا · کاهل · کم بهره 1 · کم شیب 0 · گستاخ · یواش
-
آسان کردن
-
(آمریکا - در دوران ممنوعیت مسکرات - خودمانی) میخانه ی مخفی
-
خواندنی وقابل فهم
-
انتقال آسان Windows
-
سروشکل دادن به صحنه های پیچیده با کمک این نرم افزار انیمیشن سه بعدی کار ساده ای میباشد
-
بازار سست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن