ترجمه "effigies" به فارسی
پیک ترجمه "effigies" به فارسی است.
effigies
noun
Plural form of effigy. [..]
-
پیک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " effigies " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "effigies" با ترجمه به فارسی
-
(عروسک پارچه ای که به شکل شخص مورد اعتراض درست می کنند و می سوزانند یا مورد تحقیر قرار می دهند) آدمک · (نقش برجسته و یا مجسمه به ویژه خوابیده روی سنگ قبر) تندیس · آدمک · تصویر · تمثال · صورت خیالی · هم تندیس · پیکر · پیکره · گورتندیس
-
(عروسک پارچه ای که به شکل شخص مورد اعتراض درست می کنند و می سوزانند یا مورد تحقیر قرار می دهند) آدمک · (نقش برجسته و یا مجسمه به ویژه خوابیده روی سنگ قبر) تندیس · آدمک · تصویر · تمثال · صورت خیالی · هم تندیس · پیکر · پیکره · گورتندیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن