ترجمه "efflorescent" به فارسی

متبلورشونده, شوره زده, پوشیده ازگرداملاح بهترین ترجمه های "efflorescent" به فارسی هستند.

efflorescent adjective دستور زبان

bursting into flower [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متبلورشونده

  • شوره زده

  • پوشیده ازگرداملاح

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " efflorescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "efflorescent" با ترجمه به فارسی

  • (شیمی) شوره زنی · (مجازی) رونق · (پزشکی) جوش زدن پوست · اوج · به به · تعالی · دوران شکفتگی · سر · شوره · شوره آوری · شکفتگی · شکوفایی · شکوفندگی · شکوفه · عجب · غنچه زنی · میوه · هنگام گل آوری · کهیر زدن · گل · گل آوری
  • (شیمی - به واسطه ی از دست دادن آب از حالت بلورین به پودر تبدیل شدن یا به واسطه ی تغییرات شیمیایی دارای رویه ای از پودر سفید شدن) شوره بستن یا زدن · رونق گرفتن · شکفتن · شکوفا بودن یا شدن · شکوفیدن · گل کردن
اضافه کردن

ترجمه های "efflorescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه