ترجمه "effigy" به فارسی

آدمک, تصویر, تمثال بهترین ترجمه های "effigy" به فارسی هستند.

effigy noun دستور زبان

a dummy or other crude representation of a person, group or object that is hated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدمک

    dummy or other crude representation

    I have no doubt, for example, that the Fernworthy people will burn me in effigy tonight

    به عنوان مثال، شک ندارم که افراد خانوادة فرن ورتی امشب آدمک مرا آتش میزنند.

  • تصویر

    noun
  • تمثال

    noun

    Turkish women by the dozen were burnt in effigy in the market place

    تمثال دهها زن ترک را در بازار سوزاندند،

  • ترجمه های کمتر

    • پیکره
    • گورتندیس
    • پیکر
    • (عروسک پارچه ای که به شکل شخص مورد اعتراض درست می کنند و می سوزانند یا مورد تحقیر قرار می دهند) آدمک
    • (نقش برجسته و یا مجسمه به ویژه خوابیده روی سنگ قبر) تندیس
    • صورت خیالی
    • هم تندیس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effigy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Effigy
+ اضافه کردن

"Effigy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Effigy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "effigy"

عباراتی شبیه به "effigy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "effigy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه