ترجمه "effrontery" به فارسی

گستاخی, جسارت, وقاحت بهترین ترجمه های "effrontery" به فارسی هستند.

effrontery noun دستور زبان

an act of insolent and shameless audacity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گستاخی

    And he stared at Marius intently with his epic effrontery.

    و با گستاخی حماسیش خیره در چشمان ماریوس نگریست.

  • جسارت

    noun

    And Higby, for once stirred out of a gambler like effrontery and calm, added:

    هیگبی که برای نخستین بار جسارت و آرامش قماربازانه خود را از دست داده بود، اضافه کرد:

  • وقاحت

    noun

    It consisted of enormous voids of stone catch basins sometimes surrounded by stone posts, with monumental effrontery.

    اینها یک عده طاقهای سنگی عظیم مجوف بودند که گاه میلههای سنگی با وقاحت عظیمی اطرافشان قرار داشتند.

  • ترجمه های کمتر

    • پررویی
    • چیرگی
    • بی شرمی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effrontery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "effrontery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه