ترجمه "egghead" به فارسی

(خودمانی - تداعی منفی) پر مغز, اندیش پیشه, متفکر (ولی نه اهل عمل) بهترین ترجمه های "egghead" به فارسی هستند.

egghead noun دستور زبان

(pejorative) A bald person, especially a man. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی - تداعی منفی) پر مغز

  • اندیش پیشه

  • متفکر (ولی نه اهل عمل)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " egghead " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "egghead" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه