ترجمه "eliminable" به فارسی

برطرف شدنی, بیرون کردنی, حذف کردنی بهترین ترجمه های "eliminable" به فارسی هستند.

eliminable adjective دستور زبان

able to be eliminated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برطرف شدنی

  • بیرون کردنی

  • حذف کردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eliminable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eliminable" با ترجمه به فارسی

  • اخراج · برطرف سازی · بیرون کردن · تخلیه · حذف · خلاصی · دفع · رفع
  • رقابتهای تکحذفی
  • واکنش حذفی
  • (از متن و غیره) زدن · (تنکرد شناسی - زیست شناسی - مواد زاید و فضولات و سموم و غیره را از بدن دفع کردن) برون ریختن · (جبر و ریاضی) حذف کردن · (مسابقات قهرمانی و غیره) از دور خارج شدن · از بین بردن · از قلم انداختن · از مسابقه خارج شدن · برون راندن · به حساب نیاوردن · حذف · حذف کردن · خاموش کردن · خنثی نمودن · دفع کردن · ردکردن · معدوم کردن · نابود کردن · نابودکردن · ندرك فذح · نیست کردن
  • حذف- ادغام
  • رویه های حذف
  • ستون حذف و تعدیلات کاربرگ
  • ثبت های حذف کننده
اضافه کردن

ترجمه های "eliminable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه