ترجمه "eliminate" به فارسی

حذف, حذف کردن, نابودکردن بهترین ترجمه های "eliminate" به فارسی هستند.

eliminate verb دستور زبان

(transitive) To completely destroy (something) so that it no longer exists. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حذف

    The use of illegal protective gel is cause for elimination.

    استفاده اونا از ژل محافظت کننده غيرقانوني دليل حذف شدن اوناست.

  • حذف کردن

    Yes, Stalin eliminated those who opposed his regime.

    و استالین کسانی که با رژیم اورمخالف بودند را حذف کرد.

  • نابودکردن

  • ترجمه های کمتر

    • ردکردن
    • (از متن و غیره) زدن
    • (تنکرد شناسی - زیست شناسی - مواد زاید و فضولات و سموم و غیره را از بدن دفع کردن) برون ریختن
    • (جبر و ریاضی) حذف کردن
    • (مسابقات قهرمانی و غیره) از دور خارج شدن
    • از بین بردن
    • از قلم انداختن
    • از مسابقه خارج شدن
    • برون راندن
    • به حساب نیاوردن
    • خاموش کردن
    • خنثی نمودن
    • دفع کردن
    • معدوم کردن
    • نابود کردن
    • ندرك فذح
    • نیست کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eliminate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eliminate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eliminate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه