ترجمه "elimination" به فارسی

حذف, دفع, رفع بهترین ترجمه های "elimination" به فارسی هستند.

elimination noun دستور زبان

The act of eliminating, expelling or throwing off. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حذف

    The use of illegal protective gel is cause for elimination.

    استفاده اونا از ژل محافظت کننده غيرقانوني دليل حذف شدن اوناست.

  • دفع

    noun

    His instinct was impelling him to eliminate from his life all the undigested elements which encumbered it.

    غریزهاش وی را بر آن میداشت که عناصر ناگوارندهای را که مزاحم وجودش بود دفع کند.

  • رفع

    They've been having some success eliminating symptoms with some of these new drugs..

    اونا با بعضي از اين داروهاي جديد توي رفعِ علائم بيماري ، چندبار موفق شدن

  • ترجمه های کمتر

    • تخلیه
    • خلاصی
    • اخراج
    • برطرف سازی
    • بیرون کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elimination " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Elimination
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حذف- ادغام

عباراتی شبیه به "elimination" با ترجمه به فارسی

  • رقابتهای تکحذفی
  • واکنش حذفی
  • (از متن و غیره) زدن · (تنکرد شناسی - زیست شناسی - مواد زاید و فضولات و سموم و غیره را از بدن دفع کردن) برون ریختن · (جبر و ریاضی) حذف کردن · (مسابقات قهرمانی و غیره) از دور خارج شدن · از بین بردن · از قلم انداختن · از مسابقه خارج شدن · برون راندن · به حساب نیاوردن · حذف · حذف کردن · خاموش کردن · خنثی نمودن · دفع کردن · ردکردن · معدوم کردن · نابود کردن · نابودکردن · ندرك فذح · نیست کردن
  • رویه های حذف
  • ستون حذف و تعدیلات کاربرگ
  • برطرف شدنی · بیرون کردنی · حذف کردنی
  • ثبت های حذف کننده
اضافه کردن

ترجمه های "elimination" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه