ترجمه "eloquence" به فارسی
بلاغت, فصاحت, شیوایی بهترین ترجمه های "eloquence" به فارسی هستند.
eloquence
noun
دستور زبان
The quality of artistry and persuasiveness in speech or writing. [..]
-
بلاغت
nounSeems 's if I couldn't pick up a paper without reading about yourwell known eloquence.
هرروزنامهای را که آدم دستش میگیرد میبیند درباره فصاحت و بلاغت تو طول تفصیل داده است.
-
فصاحت
nounBut little had she dared to hope that so much love and eloquence awaited her there.
شارلوت فکرش را نمیکرد کـه این همه اظـهار عشق و بـاران فصاحت در انتظارش باشد.
-
شیوایی
My cousins, full of exhilaration, were so eloquent in narrative and comment,
عمه زادههایم، که سخت خوشحال بودند، ماجراها را آنقدر با شیوایی نقل و تفسیر میکردند،
-
ترجمه های کمتر
- سخنوری
- بالندگی
- رسایی
- گویایی
- خوش بیانی
- سخن سرایی
- علم بیان
- هنر بلاغت
- هنر شیوا نویسی (یا شیواگویی)
- پسندیده گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eloquence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "eloquence" با ترجمه به فارسی
-
آسان · بلیغ · بیانگر · خوش بیان · رسا · روان · سخنور · سلیس · شیرین سخن · شیوا · فصیح · نشان گویا · گویا
-
ازروی علم سخن پردازی · بافصاحت وبلاغت · فصیحانه
-
آسان · بلیغ · بیانگر · خوش بیان · رسا · روان · سخنور · سلیس · شیرین سخن · شیوا · فصیح · نشان گویا · گویا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن