ترجمه "eloquent" به فارسی

فصیح, شیوا, سخنور بهترین ترجمه های "eloquent" به فارسی هستند.

eloquent adjective دستور زبان

effective in expressing meaning by speech [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فصیح

    adjective

    I understand, is an unexceptionable man, apostolic and eloquent and everything of that kind

    چون به من گفتهاند مرد بینظیر، مؤمن و فصیح و از این قبیل چیزهاست

  • شیوا

    adjective

    We have been uplifted by inspiring music and eloquent prayers.

    با موزیک های الهام بخش و دعا های شیوا ارتقاء یافته ایم.

  • سخنور

    adjective

    The friar is eloquent.

    اين کشيش سخنور خوبيه

  • ترجمه های کمتر

    • بلیغ
    • سلیس
    • گویا
    • رسا
    • بیانگر
    • آسان
    • روان
    • خوش بیان
    • شیرین سخن
    • نشان گویا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eloquent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eloquent" با ترجمه به فارسی

  • بالندگی · بلاغت · خوش بیانی · رسایی · سخن سرایی · سخنوری · شیوایی · علم بیان · فصاحت · هنر بلاغت · هنر شیوا نویسی (یا شیواگویی) · پسندیده گویی · گویایی
  • ازروی علم سخن پردازی · بافصاحت وبلاغت · فصیحانه
  • بالندگی · بلاغت · خوش بیانی · رسایی · سخن سرایی · سخنوری · شیوایی · علم بیان · فصاحت · هنر بلاغت · هنر شیوا نویسی (یا شیواگویی) · پسندیده گویی · گویایی
اضافه کردن

ترجمه های "eloquent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه