ترجمه "elsewhere" به فارسی
جاهای دیگر, جای دیگر, مکان دیگر بهترین ترجمه های "elsewhere" به فارسی هستند.
elsewhere
noun
adverb
دستور زبان
In or at some other place; away. [..]
-
جاهای دیگر
The powdered sugar even seemed to her whiter and finer than elsewhere.
شکر هم حتی به نظرش سفیدتر و لطیفتر از شکر جاهای دیگر رسید.
-
جای دیگر
It is shipwreck elsewhere than in the water.
این، غرق در یک جای دیگر جز در آب است.
-
مکان دیگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elsewhere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن