ترجمه "elucidate" به فارسی
روشن کردن, توضیح دادن, واضح کردن بهترین ترجمه های "elucidate" به فارسی هستند.
elucidate
verb
دستور زبان
To make clear; to clarify; to shed light upon. [..]
-
روشن کردن
verbmake clear
What I mean by these two statements may perhaps be respectively elucidated by the following examples.
غرض من از این دو جمله را شاید بتوان به ترتیب با مثالهای بعدی روشن کرد.
-
توضیح دادن
verb -
واضح کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (به ویژه در مورد موضوع دشوار) روشن کردن
- درخشان ساختن
- متبلور کردن
- چراغانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elucidate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elucidate" با ترجمه به فارسی
-
توضیح دهنده
-
توضیح · روشن سازی
-
تفسیری · توضیح دهنده · توضیحی · روشن سازنده
-
توضیح · روشن سازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن