ترجمه "elucidation" به فارسی
توضیح, روشن سازی بهترین ترجمه های "elucidation" به فارسی هستند.
elucidation
noun
دستور زبان
A making clear; the act of elucidating or that which elucidates, as an explanation, an exposition, an illustration; as, one example may serve for further elucidation of the subject. [..]
-
توضیح
but, as it were, a council to elucidate certain questions for the Emperor personally.
که برای توضیح بعضی مسایل مورد نظر شخص تزار تشکیل شده بود.
-
روشن سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elucidation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elucidation" با ترجمه به فارسی
-
توضیح دهنده
-
(به ویژه در مورد موضوع دشوار) روشن کردن · توضیح دادن · درخشان ساختن · روشن کردن · متبلور کردن · واضح کردن · چراغانی کردن
-
تفسیری · توضیح دهنده · توضیحی · روشن سازنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن