ترجمه "emanation" به فارسی
افاضه, فیض, فیضان بهترین ترجمه های "emanation" به فارسی هستند.
emanation
noun
دستور زبان
The act of flowing or proceeding from a fountain head or origin. [..]
-
افاضه
-
فیض
-
فیضان
-
ترجمه های کمتر
- نشئت
- صدور
- (شیمی - گاز تابشگری که از برخی مواد تابشگر ساطع می شود) اماناسیون
- (شیمی) رجوع شود به radon
- (هر چیزی که از مرجع یا منبعی صادر یا متصاعد شود) برون تابه
- برون تابی
- برون دمش
- ساطع شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emanation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emanation" با ترجمه به فارسی
-
صادره از
-
صادرشونده · موجب صدوریاظهور · نشئه ای
-
صدور
-
برون دمیدن · بیرون آمدن · تجلی کردن · جاری شدن · ساطع شدن · ساطع شدن از · سر چشمه گرفتن از · سرچشمه گرفتن · منبعث شدن · نشئت گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن