ترجمه "embargo" به فارسی

تحریم, ممنوعیت, (جلوگیری از آمد و رفت کشتی و هواپیما و غیره ی یک کشور خارجی در کشور دیگر منع تجارت بهترین ترجمه های "embargo" به فارسی هستند.

embargo verb noun دستور زبان

An order by the government prohibiting ships from leaving port. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحریم

    noun

    a ban on trade with another country [..]

  • ممنوعیت

    noun

    He wants a word with you about your embargo on flying carpets.

    میخوادباهات دربارهی ممنوعیت استفاده از قالیچههای پرنده حرف بز نه.

  • (جلوگیری از آمد و رفت کشتی و هواپیما و غیره ی یک کشور خارجی در کشور دیگر منع تجارت

  • ترجمه های کمتر

    • تحریم اقتصادی
    • تحریم اقتصادی کردن
    • سودابند کردن
    • سودابندی (بامحاصره ی اقتصادی : blockade فرق دارد)
    • محدودیت بازرگانی یا ترابری (که در مورد کالای به خصوصی اعمال شود)
    • ممنوعیت – تحریم – مانع – توقیف
    • منع بازرگانی کردن
    • کران بندی بازرگانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embargo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embargo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "embargo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه