ترجمه "embark" به فارسی
(بار و مسافر سوار کشتی و هواپیما و غیره کردن) سوار کردن یا شدن, (در کاری) سرمایه گذاری کردن, (مسافرت یا فعالیت به خصوصی را آغاز کردن - معمولا با: on یا upon) مبادرت کردن بهترین ترجمه های "embark" به فارسی هستند.
embark
verb
دستور زبان
To get on a boat or ship or (outside the USA) an aeroplane. [..]
-
(بار و مسافر سوار کشتی و هواپیما و غیره کردن) سوار کردن یا شدن
-
(در کاری) سرمایه گذاری کردن
-
(مسافرت یا فعالیت به خصوصی را آغاز کردن - معمولا با: on یا upon) مبادرت کردن
-
ترجمه های کمتر
- آغاز کردن
- اقدام کردن به
- بار زدن (در برابر پیاده شدن یا کردن : disembark)
- بار کردن
- بار گیری کردن یا شدن
- دست به کار شدن
- عازم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embark" با ترجمه به فارسی
-
سواركشتي شدن · پانسیون
-
حمل باکشتی · سوارکشتی شدن · عزیمت باکشتی · پانسیون
-
اغاز کردن · شروع کردن
-
اغاز کردن · شروع کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن