ترجمه "emblazon" به فارسی

آراستن, رخشاندن, (با رنگ های گوناگون) تزیین کردن بهترین ترجمه های "emblazon" به فارسی هستند.

emblazon verb دستور زبان

(transitive) To adorn with prominent markings. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb

    To make more attractive by adding ornament, colour, etc.

  • رخشاندن

  • (با رنگ های گوناگون) تزیین کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (به طور درخشان و رنگارنگ) جلوه گر ساختن
    • (به ویژه با نشان های نجابت خانوادگی) آراستن
    • (شهرت و غیره) پراکندن
    • آذین کردن
    • اعلام کردن
    • جلوه دادن
    • ساطع کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emblazon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emblazon" با ترجمه به فارسی

  • ارایش · تشریح · ستایش · نمایش
اضافه کردن

ترجمه های "emblazon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه