ترجمه "emblematically" به فارسی
بطورکنایه, ازراه رمز بهترین ترجمه های "emblematically" به فارسی هستند.
emblematically
adverb
دستور زبان
In an emblematic manner. [..]
-
بطورکنایه
-
ازراه رمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emblematically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emblematically" با ترجمه به فارسی
-
حاکی · مشعر · نشانه · نمادین · نمایانگر (emblematical هم می گویند)
-
حاوی نشانه · رمزی · مشعر · کنایه دار
-
(به وسیله ی نشان یا مدال یا علامت و غیره) نشان دادن · نشانه (ی چیزی) بودن · نشانگربودن (emblemize هم می گویند) · نماد بودن · نمایشگر (چیزی) بودن
-
حاکی · مشعر · نشانه · نمادین · نمایانگر (emblematical هم می گویند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن