ترجمه "embolden" به فارسی
جسور کردن, بی پروا کردن, تشویق کردن بهترین ترجمه های "embolden" به فارسی هستند.
embolden
verb
دستور زبان
(transitive) To render (someone) more bold or courageous. [..]
-
جسور کردن
verbEmboldened Julius so I could not oppose it.
ژوليوس رو جسور کردي تا نتونم باهاش مخالفت کنم.
-
بی پروا کردن
-
تشویق کردن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- دل دادن
- دل و جرات دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embolden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن