ترجمه "embolic" به فارسی
(پزشکی) وابسته به رگ بست, رگ بستی, وابسته به آمبولیسم بهترین ترجمه های "embolic" به فارسی هستند.
embolic
adjective
دستور زبان
(pathology) Of or relating to an embolus or an embolism. [..]
-
(پزشکی) وابسته به رگ بست
-
رگ بستی
-
وابسته به آمبولیسم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embolic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embolic" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) رگ بست · (پزشکی) رگ بستگی · (گاه شماری) درج کردن روز و ماه و غیره در تقویم (به ویژه افزودن روز و ساعت در سال های کبیسه) · آمبولی · آمبولیسم · انسداد جریان خون · زمانی که بدین طریق افزوده می شود
-
آمبولی چربی
-
آمبولی ریه
-
آئروآمبليسم
-
(عامیانه) رگ بست · (پزشکی) رگ بستگی · (گاه شماری) درج کردن روز و ماه و غیره در تقویم (به ویژه افزودن روز و ساعت در سال های کبیسه) · آمبولی · آمبولیسم · انسداد جریان خون · زمانی که بدین طریق افزوده می شود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن