ترجمه "embolism" به فارسی
آمبولی, آمبولیسم, (عامیانه) رگ بست بهترین ترجمه های "embolism" به فارسی هستند.
embolism
noun
دستور زبان
(pathology) An obstruction or occlusion of an artery by an embolus, that is by a blood clot, air bubble or other matter that has been transported by the blood stream. [..]
-
آمبولی
Your mother died of an embolism in 1990.
مادرت سال 1990 از بیماری آمبولی مرد
-
آمبولیسم
-
(عامیانه) رگ بست
-
ترجمه های کمتر
- (پزشکی) رگ بستگی
- (گاه شماری) درج کردن روز و ماه و غیره در تقویم (به ویژه افزودن روز و ساعت در سال های کبیسه)
- انسداد جریان خون
- زمانی که بدین طریق افزوده می شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embolism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embolism" با ترجمه به فارسی
-
آمبولی چربی
-
آمبولی ریه
-
آئروآمبليسم
-
(پزشکی) وابسته به رگ بست · رگ بستی · وابسته به آمبولیسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن